بله برون مهریه تعیین میشه ... هی صحبت از ائمه دین میشه !!
بابای دوماد میره تو عمق دین !! از قتاعت میگه و نان جبین !!
که زندگی باید در این راه باشه ... مهر عروس سبکتر از کاه باشه !!!
یوهو دادش کوچیک دوماد پاشد !! گفت مهر آبجی پس چرا ویلا شد ؟؟!!
دوماد دادش کوچیکه رو ماساژ داد !!! رو لاله گوشش کمی ویراژداد !!!
سپس به نرمی رو زمین جلوس کرد ... لبخندشو حواله عروس کرد !!
اونطرف اتاق پدر ونوس !!! آخ معذرت می خوام پدر عروس !!
در جواب نطق بابای دوماد ... بیاد حضرت سلیمان افتاد !!!!
که آن نبی دور ازهوای غم بود ... دارای باغ و خدم و حشم بود !!!
سیم و زرش بی حدو اندازه بود ... سخاوتش هر کجا آوازه بود !!
(( اینجوری دین خیلی قشنگ و زیباست ... هزار تا سکه مهر دختر ماست ))!!!!
این مهر رو گر قبول داری آقاجون ... بفرما شیرینی بخور نوش جون !!
تا پدر دوماد اومد بجنبه !! شیرینی رفت تو دهنش قلمبه !!!!
(( بنام دین شیره به سر مالیدند !! بازم ببخشید ! مهریه بریدند )) !!!!
چون مهریه شد این وسط مشخص ... (( دین رو نمودند ساعتی مرخص )) !!!
تو هم دیگه قاطی شدن قاطیا !!! کف میزدن براشون اسقاطیا !!!
دین که از اون جلسه آواره شد !! گلوی ضبط صوت دیگه پاره شد !!!!
خیس از عرق شد چون لباسای شیک !! دستور رسید که بسه شب شد نزدیک !!!
جلسه رو پی میگیریم دوباره ... اما باید بگیریم استخاره !!!
یه بار دیگه رفتن به دنبال دین !!! تا بشه تاریخ عروسی تعیین !!
در عید قربان آقا خیلی خوبه ! خیر !! نیمه شعبان توی قلوبه !!
نه این ! نه اون ! در عید فطر عالیه !! خیر ! شب مبعث شب خوشحالیه !!
خلاصه دادن این وسط آتش بس !! شد انتخاب تولدی مقدس !!
تا که به یمن آن شب تبارک ! جشن عروسی بشود مبارک !
فرستادن دین رو دوباره در عرش !! دادن گلوی ضبط صوت رو باز خش !!
نزدیک نیمه شب خونه آروم شد ! بله برون هر جوری بود تموم شد !!
تا که رسید آن شب جاودانی ! تولد امامی آسمانی !
به این بهانه شروع شد عروسی ! با یک صلوات و سپس رو بوسی !
تا وارد مجلس عروس دوماد شد ! دمای حضار یوهویی زیاد شد !!
چون دماشون رسید به نقله جوش !! جناب دین دوباره شد فراموش !!
بزن بکوب بار دگر شد آغاز !! ریختن وسط میون ساز و آواز !!
استریو تو هر گوشی چک می زد !!! دستگاه پخش رو پایه پشتک می زد !!!
بعضی خانمها که بودن رنگارنگ !! انگار که اومدن به شهر فرنگ !!
هر لحظه می گفتن که با اجازه !! باز بر میگشتن با لباس تازه !!!
طوطی و طاووس خجل از چهرشون !! حیونکیها ترکید زهره شون
اون عده ای هم که بودن مقید !! تو این فضا مونده بودن مردد !!!
آخر یه چندتاشون تو ریتم و آهنگ ! با ازما بهترون شدن هم آهنگ
یکی به میخ یکی به نعل نمیشه !!! مشکل ما اینجوری حل نمیشه
نمیشه با دین خدا بازی کرد !! نمیشه احساس سرافرازی کرد
تا کی با دست دین رو جلو می کشیم ! بعد با پامون هولش میدیم و خوشیم ؟!!؟؟؟
تا کی سو استفاده از دین میشه ؟؟ بنام او مهریه تعیین میشه ؟؟؟
تا کی شب تولدی قدوسی !! تعیین می کنیم تاریخ عروسی ؟؟؟
به عشق حق اگر سعادت داریم ! به اولیا اگر ارادت داریم !!
باید نشون بدیم اینو در عمل !! ثابت کنیم دینداری رو در عمل !!
خوشی خوبه اما به چه علتی ؟؟ شادی خوبه اما به چه قیمتی ؟؟؟
( شاهد ) چقدر بده ملون شدن !! گاهی با شیطون گاهی با من شدن !!
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 0:43  توسط عباس تمرتاش (شاهد)
|